برندهای موفق از استراتژی های مستحکم برند ریشه گرفته اند.
برای اینکه برند و نام تجاری خود را به شکلی موثر بسازید و یک نقشه راه کاملاً یکپارچه بسازید، ابتدا باید یک استراتژی مستحکم برای برند خود ایجاد کنید. درک نتایج قابل اندازه گیری تا به امروز، روندهای مشخص صنعت و مسائلی که بر رشد کسب وکار تاثیر میگذارد برای توسعه و ساخت برندتان به عنوان یک پایه و ستون عمل میکند.
ساخت برند باید بر پایه ی تحقیقات دقیق و اهداف تعریف شده ی کسب وکار باشد، باید استراتژی نوآورانه برندی را توسعه دهید که کاربردی باشد. استراتژی برند کمک می کند درک کارکنان و بازار هدف از برند یکپارچه شود و قالبی را فراهم میکند که بتوان از آن طریق به حل مشکلات اساسی در مورد کسب وکار، کارکنان و بازار هدفتان بپردازید.
نقشه راه برند راهنمایی برای اجرای استراتژی برند شما است. نقشه راه برند مانند یک راهنمای جزئی شده، برای حرکت از جایگاه فعلی بازار به جایگاه مورد نظر، عمل میکند. همچنان ابزاری است برای کسب اطمینان از اینکه تمام افراد مسیر مشابهی را دنبال میکنند که این امر بر رسیدن به یک مقصد مشابه تمرکز دارد. امکان دارد چندین مسیر برای رسیدن به مقصد وجود داشته باشد، برخی طولانیتر هستند، برخی نیاز به مسیرهای انحرافی در مقابل موانع دارند و نقشه مسیر برند به آنها کمک می کند تا با موفقیت در این مسیر پیش بروند.
بر اساس یک استراتژی برند مستحکم، سه گام برای ساخت یک نقشه راه برند مستحکم طی میشود:
با استفاده از استراتژی برند به عنوان راهنما، با اعضای تیم از طریق طوفان فکری در مورد برنامه، فعالیتها، و سایر فرصتهای بازاریابی و تاکتیکهای ارتباطی تعامل برقرار کنید.
بر اساس خروجی های دو گام قبل، یک برنامه مدیریت برند تاکتیکی ۱۲ ماهه را ایجاد کنید که شامل موارد زیر باشد:
توسعه برند یک فرآیند است، از یک جنبه توسط چشم انداز و هدف سازمان پیش برده میشود و بر اساس تعریفی روشن از ارزشها و اصول اساسی ساخته میشود. این فرآیند نیازمند ارزیابی بازار فعلی و چشم انداز رقابتی، تعریف جایگاه دلخواه برند در بازار خودش و ایجاد اساس و پایه برند دارد تا راهنمایی برای تجسم شخصیت برند باشد.
پلت فرم برند ( brand platform ) یک سند زنده است که پایه ای برای هویت سازمان ایجاد کرده، پیام رسانی و ارائه بصری را انجام می دهد. علاوه بر این، به عنوان چهارچوبی برای ارتباطات داخلی و خارجی سازمان و نیز به عنوان راهنمایی برای چگونگی اجرای عملیات داخلی، عمل میکند.
برای به دست آوردن پلت فرم برند باید اطلاعات داخلی و خارجی موجود را جمع آوری کنیم تا فاصله موجود بین ادراک فعلی مخاطبان از برند و ادراک مورد نظر شرکت از برند را شناسایی کنیم. فرصتهای رشد و توسعه برند را بررسی کنیم و استراتژی هایی که مشکل را حل میکنند را در نظر بگیریم. سپس تمام اطلاعات به دست آمده را در چهارچوبی که شامل اسناد موارد اساسی برند میشود، را خلاصه کنید که شامل ویژگیهای برند، مخاطبان هدف، مزیت رقابتی و جایگاه برند میشود.
فرآیند طراحی مجدد وب سایت از معماری اطلاعات وب سایت شروع شده با طراحی UI و UX مناسب و کد زدن توسط توسعه دهندگان وب به پایان می رسد. اگر چه که هر یک از مراحل ذکر شده با اهمیت هستند، اما یادتان باشد که ۴۴ معیار اصلی را پس از طراحی مجدد وب سایت تان در نظر بگیرید تا از میزان کارایی و موثر بردن طرح جدید وب سایت تان مطلع شوید.
ارزیابی نحوه ی کارایی وب سایت کسب وکار شما، یکی از مسئولیت ها و وظایف مهمی است که باید همواره مدنظر داشته باشید چرا که موجب دستیابی موثرتر به بازار هدف و جذب نمودن مشتریان بالقوه می شود.
برای برندسازی اینترنتی، وب سایت شما به عنوان نماینده برند شما در فضای مجازی، باید در مقایسه با وب سایت سایر رقبا کاملا کارا و کاربرند پسند باشد. برای رسیدن به این هدف، هرگز آنالیز و تحلیل را فراموش نکنید.
اگر وب سایت قدیمی شما، ماهیانه حدود ۲۰۰ بازدید داشته و یکی از اهداف شما از طراحی مجدد وب سایت افزایش بازدیدکننده ها و ترافیک بیشتر است باید متوجه این امر باشید که منابع جذب ترافیک برای وب سایت شما کدام است؟
۱ ) ترافیکی که با پرداخت وجه به سایت آورده شده.
۲ ) ترافیک اصلی (organic)
هم چنین انواع دیگری از منابع آورنده مخاطب به وب سایت نیز به شرح زیر می باشد :
Direct traffic : کسانی که مستقیما آدرس وب سایت شما را تایپ می کنند و وارد سایت می شوند.
Search traffic : بازدید کنندگانی که با کلیک کردن روی یکی از لینک های که بعد از سرچ از طریق موتورهای جستجو برروی صفحه آوره شده است وارد وب سایت شما شده اند.
Reference traffic: بازدیدکنندگانی که از طریق وجود لینک برند شما در وب سایت های دیگر وارد وب سایت تان شده اند.
Paid traffic: بازدیدکنندگانی که از طریق لینک های CPM ,CPC, PPC و یا Display وارد وب سایت شما شده اند.
Social traffic: بازدیدکنندگانی که از طریق وجود لینک وب سایت شما در یکی از شبکه های اجتماعی وارد وب سایت شما شده اند.
با تعیین شفاف میزان ورود ترافیک و بازدیدکننده از هر یک از این منابع به خوبی خواهید یافت که فعالیت بازاریابی اینترنتی شما به منظور جذب ترافیک بیشتر برای وب سایت در چه جاهایی قوت و ضعف دارد.
Google Analyticsبه شما کمک می کند تا بتوانید به طور دقیق منابع جذب مخاطب و میزان اثر بخشی اش را مشخص کنید.
اگرچه تمامی مخاطبین و بازدیدکنندگان در نهایت به مشتری برای وب سایت ها تبدیل نمی شود اما مهم آن است که چگونگی تعامل بازدیدکننده با وب سایت را رصد نمایید.
به زبان دیگر باید متوجه شوید که بازدیدکنندگان چه صفحاتی را در وب سایت شما دنبال می کنند و نیز اینکه چه تعداد از این بازدیدها، بازدیدهای جدید ( Unique visitors بازدیدکنندگان با آدرس IP واحد که برای اولین بار به وب سایت شما سرزده اند ) هستند.
اینکه بدانید بازدیدکنندگان در ابتدا وارد چه صفحه ای شده اند و آخرین صفحه ای را که دیده اند قبل از اینکه وب سایت را ترک کنند، اهمیت دارد.
همه بازدیدکنندگان وب سایت شما، شروع به تعامل و جستجو در وب سایت شما نخواهند کرد و عده ای از آنها به محض ورود، با کلیک بعدی از وب سایت خارج می شوند، که به آن نرخ پرش یا Bounce rate می گویند.
اگر نرخ پرش وب سایت شما بالا باشد دلیلش یکی از عوامل زیر می تواند باشد :
نکته مهم هنگام طراحی مجدد وب سایت و کاهش نرخ پرش، تمرکز وفراهم نمودن محتوای باکیفیت، طراحی کاربرپسند و اشاره درست به مطالب و مواردی است که جستجوکننده به منظور دستیابی به آن، در موتور جستجو به جستجو پرداخته است.
معمولا نرخ پرش بین تا %۷۰- %۲۶است و نرخ پرش زیر ۵۰% برای یک وب سایت با توجه به میزان ترافیکش قابل قبول است.
باتوجه به میزان ترافیک وارد شده به وب سایت، شما باید بتوانید نرخ و یا درصد تبدیل بخشی از این ترافیک را که در آینده به مشتریان شما تبدیل خواهند شد را اندازه گیری نمایید، که به این معیار اندازه گیری اصطلاحا نرخ تبدیل بازدیدکننده به مشتری بالقوه یا مشتری آینده گفته می شود. این معیار نسبت مستقیم با میزان سوددهی و فروش و ایجاد مشتری جدید از طریق وب سایت دارد. نرخ تبدیل حدودا ۳% – ۲% یک نرخ تبدیل نسبتا خوب می باشد.
جدا از اینکه طراحی وب سایت شما تا چه اندازه زیباست، آنچه پس از طراحی مجدد وب سایت شما حائز اهمیت است، اندازه گیری، آنالیز و تحلیل معیارهایی است که براساس آن می توانید میزان کارایی وب سایت جدیدتان را بسنجید. یادتان باشد که یک بایگانی از اطلاعات مربوط به این معیارها قبل و بعد از به روز رسانی و طراحی مجدد وبسایت تان تهیه کنید که در گذر زمان بتوانید نحوه و میزان پیشرفت کارایی وب سایت خود را بسنجید.
شما می توانید تنها با صرف حدودا ۶ ساعت در هفته ترافیک و فروش بیشتری را از طریق وب سایتتان داشته باشید و هم چنین سطح آگاهی بازار هدف از برندتان را افزایش دهید.
رسانه های اجتماعی امروزه یکی از اجزای اصلی استراتژی های بازاریابی اینترنتی برای هر برندی هستند و مهم اینکه فواید و مزیت های این رسانه های اجتماعی برای کسب وکارها بسیار کم هزینه نیز می باشند و عدم استفاده کسب وکارها از بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی به منزله از دست دادن موقعیت و شانس زیاد در رشد و پیشرفت کسب وکار است.
طبق گزارشات Social media examiner، حدودا ۹۶% از بازاریاب ها از بازاریابی اجتماعی استفاده می کنند اما حدود ۸۵% از آنها کاملا مطمئن نیستند که کدام کانال بهترین سودآوری را برای آنها خواهد داشت؟
رسانه های اجتماعی یکی از کم هزینه ترین روش های بازاریابی دیجیتالی است که از طریق آن می توانید محتوای با کیفیت را با بازار هدف خود به اشتراک بگذارید و نه تنها آگاهی از برند خود را افزایش دهید بلکه اعتبار و ماهیت برند خود را نیز ارتقا دهید.
هر پستی که از طریق دنبال کننده های شبکه های اجتماعی برند شما ( Followers ) با دیگر دوستانشان به اشتراک گذاشته می شود به منزله مشتریان بالقوه بیشتر برای کسب وکار شماست.
عدم بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی موجب محدود شدن ترافیک وب سایت شما می شود چرا که در این حالت تنها توسط مخاطبین که از محصولات و خدمات شما تا حدودی آگاهی دارند و با جستجوی آن کلمات در موتورهای جستجوگر و به شرط اینکه برند شما بهینه سازی برای موتورهای جستجو را به خوبی انجام داده باشد، یافت می شوید.
وجود بازاریابی رسانه های اجتماعی، به عنوان بخشی از استراتژی های بازاریابی برند شما، به سختی می توانید با کمترین هزینه مشتریان بیشتر را به سمت خود جذب کنید.
اگرچه فعالیت های بازاریابی شبکه های اجتماعی به طور مستقیم موجب افزایش ( SEO ) نخواهد شد، اما تحقیقات نشان می دهد که استفاد منظم و مرتب از رسانه های اجتماعی بیش از یک سال موجب اثرات مثبت برروی رنک وب سایت ها می شود.
فرض کنید شخصی برای دستیابی به سوالات خود در Googel به جستجو بپردازد، چقدر احتمال این وجود دارد که صفحات بعد از صفحات اول را نیز مورد توجه قرار دهد؟ بنابراین اگر در شبکه های اجتماعی فعالیت ندارید پس روی استراتژی های بهینه سازی برای موتورهای جستجو بیشتر تامل کنید.
برای استفاده حداکثر از فعالیت های بازاریابی شبکه های اجتماعی به منظور افزایش رنک در گوگل، از محتوای با کیفیت استفاده کنید.
بلاگ پست ها، infographic ،Casestudies، عکسها و فیلم های اموزشی، موجب افزایش اعتبار برای برند شما خواهد شد.
یکی از اهداف هر کسب وکار موفقی، افزایش و نگاهداشت مشتریان وفادارش می باشد. فراهم کردن محتوای باکیفیت و جذاب برای مشتریانتان در شبکه های اجتماعی موجب به وجود آوردن یک رابطه و حس دوستی بین آنها و برند شما خواهد شد.
رضایتمندی و خوشحالی مشتریان فعلی خود عامل مهمی برای افزایش اعتبار یک برند در نظرگرفته می شود و هنر آن است که شما بتوانید از طریق شبکه های اجتماعی که ارتباط دوستانه و دو جانبه با مشتریان خود به وجود آورید.
تعامل منظم و دوستانه، پاسخ به آنها در شبکه های اجتماعی، اشتراک گذاری محتوایی باکیفیت و براساس استراتژی های برندتان ( Branded conteatt ) موجب افزایش تعامل و رضایت مندی مشتریان و اعتبار و ارزش برندتان در فضای مجازی می شود.
بازاریابی در شبکه های اجتماعی، بدون شک یکی از کم هزینه ترین روش های بازاریابی و تبلیغات است.
پایین بودن هزینه های بازاریابی در شبکه های اجتماعی و تبلیغات آنها موجب بهبود ROI خواهد شد.
یکی از بهترین فواید بازاریابی رسانه های اجتماعی این است که مستقیما با مشتریان بالفعل و بالقوه خود در تعامل هستید. از نظرات، انتقادات و پیشنهاداتشان باخبر می شوید. اینکه چه چیزی از برند شما آنها را خوشحال می کند و یا ضعف های شما در خدمت رسانی به انها به عنوان یک مشتری در کجاست؟
می توانید با شفافیت بیشتری افراد خریدار ( buyer persona ) بازار هدف خود را به بخش های کوچکتر با توجه به علایق، سن و سال، نحوه تعامل،….تقسیم کنید.
تهیه و اشتراک گذاری محتوای باکیفیت و آنالیز بازخورد نحوه تعامل مشتریان موجب مجرب شدن و آگاهی بیشتر شما ازجامعه هدفتان می شود و به مرور می توانید با استفاده از این دانش و تجربه در صنعت خود پیشرو باشید. می توانید تجربه های فرد به عنوان یک شرکت پیشرو را برای گسترش کسب وکارتان در صنایع جانبی به کار گیرید.
پرواضح است که بازاریابی در شبکه های اجتماعی علاوه بر کم هزینه بودن، فواید بسیار دیگری نیز دارد بنابراین از همین امروز شروع به تولید و به اشتراک گذاری محتوای با کیفیت برای کسب وکارتان نمایید تا آگاهی از برندتان با رنک در موتورهای جستجو، ترافیک بیشتر وب سایت، نرخ بالاتر تبدیل، افزایش وفاداری و رضایتمندی مشتریان و ….. را به تدریج برای برند خود مهیا سازید.
آیا به دنبال ایجاد یک برند جدید یا بازسازی یکی از برندهای موجود ( rebranding ) خود هستید؟ اگر اینطور است، حتما در ادامه با ما همراه باشید تا از نکته ها و منابع لازم برای توسعه استراتژی برند آگاه شوید.
شما یک چشم انداز روشن و واضح را تعیین کرده اید و رضایت مدیران ارشد را نیز کسب کرده اید. آیا زمان آن رسیده است که تیم طراحی یا گروه خلاقیت خود را خبر کنید تا کار ساخت یک لوگو جدید را شروع کنند؟ خیر. قبل از آن باید ۶ عامل اصلی در راه اندازی یک برند جدید را بدانید، بعد از آن می توانید وارد مراحل دیگر شوید.
در جهت توسعه استراتژی معماری برند، ابتدا باید بدانید “استراتژی معماری برند شما چیست؟”. چرا که ضروری است ابتدا استراتژی مناسب خود را تعیین کنید و سپس آنها را توسعه بخشید.
بیایید صادق باشیم، مصرف کنندگان در این دوره و زمانه صرفاً به دنبال خواسته ها و نیازهای خود می باشند. در آخر کار آنها سراغ برندی خواهند رفت که مشکلشان را حل کند. باید بیاموزید چگونه ارزش برند خود را به وسیله ی اعمال نفوذ رسانه های اجتماعی، بهینه سازی محتوا و تجربه کاربران از وب سایت خود را، بهبود ببخشید.
استراتژی پیام برندتان در مورد نام تجاری شما چه می گوید؟ اگرتا به حال استراتژی پیام برند خود را مشخص نکرده اید، مقاله جایگاه برند و ارتباط آن با شعار برند ( Brand positioning statement and tagline ) را بخوانید.
وقتی یک نام تجاری قوی و سازگار در طول زمان ساخته میشود، همچنان بهترین ضمانت برای فروش آینده است. اگر مایلید بدانید چگونه این اتفاق ممکن میشود نگاهی به ” استراتژی های برندسازی در دنیای دیجیتال متفاوت است” بیاندازید.
بیاموزید چگونه شرح موقعیت و شعار را برای انجام کارهای سنگین طراحی کنید و در دل استراتژی برندتان باشید.
طراحی استانداردی را ایجاد کنید که تا مدت زمان طولانی در آینده الهام بخش باشد. در این مورد میتوانید از این سه نکته مهم وماندگار در برندسازی، بهره ببرید.
وقتی یک برند، قوی و سازگار در طول زمان ساخته شود، بهترین ضمانت برای فروش مستمرش در آینده است. به شرط آنکه استراتژی های برندسازی اینترنتی را نادیده نگیرید. در این مقاله به این سوال شما که آیا استراتژی های برندسازی در دنیای دیجیتال متفاوت است؟ پاسخ خواهیم داد.
برندسازی سنتی نهایتاً به چهار رکن اندازه گیری شده به عنوان ابزارهای معروف خلاصه می شوند. این ابزارها معیارهایی را برای تمایز برند، ارتباط نام تجاری، اعتبار و دانش آن، فراهم می کنند. با توجه به این ابزارها بهترین برندها سطح بالاتری از تمایز را حفظ می کنند، تا ارتباط و این ایده نیز به نظر منطقی می نماید. وقتی یک برند بیشتر از آنکه متمایز باشد، مرتبط باشد به یک کالا تبدیل می شود. و خارج از دنیای دیجیتال، این نظریه صادق است. به این فکر کنید که وقتی به مغازهای می روید و محصولی را از قفسه برمی دارید چه چیزی به ذهنتان می آید یا وقتی در شعبه بانک همسایگی خود وارد می شوید چه احساسی دارید. مشکل اینجاست که مردم دیگر کارهایی از این قبیل را انجام نمی دهند. آنها به صورت آنلاین خرید می کنند یا حداقل، جستجوی خود را به صورت آنلاین انجام می دهند. برند دیجیتالی شما اولین نقطه تماس با مشتری است.
برندسازی اینترنتی یا برندسازی در دنیای دیجیتال به دنبال کردن قوانین گوگل و فراهم کردن محتوایی که مردم به دنبال آن هستند منتهی می شود. این بدان معنا است که:
این امر برای هیچکس جدید نیست. گوگل فضای آنلاین را هدایت میکند. گوگل ۸۶.۳% از سهم بازار آمریکا و ۸۸.۸% از سهم بازار جهانی را در اختیار دارد. در نتیجه هر چه آنها بگویند یا انجام دهند، فضای آنلاین را به جلو میبرد، و مدیران برند نیز بیشترین زمان خود را صرف آن می کنند. بسیاری از مشتریان فعلی شما و اکثر چشم اندازهای شما با جستجو در گوگل آغاز می شود. بنابراین برای اینکه بتوانید برندینگ خود را در فضای دیجیتالی قوی کنید باید قواعد بازی آن را بلد باشید.
به روزرسانی های الگوریتم گوگل در طول دو سال گذشته، اینکه برند شما در چه حد متمایز است را اندازه گیری نمی کند. آنها می خواهند برند شما یک موقعیت تجربه ی کاربری عالی را فراهم کند. آنها خواستار آن هستند که برند شما از تکنیک های کلاه سیاه ( black-hat SEO ) در بهینه سازی موتورهای جستجو اجتناب کند و قواعد درست سئو را اجرا کند. و می خواهند وب سایت شما در قسمت ( above the foldd ) دارای محتوا باشد.
وقتی مخاطبان شما در صفحات مجازی به دنبال محصولات و خدمات می گردند، آنچه شما را متفاوت و منحصر به فرد می کند آن چیزی نیست که آنها در قسمت جستجو تایپ می کنند. آنها کلماتی را تایپ می کنند که یک محصول، خدمت یا راهکاری که در حال حاضر به آن نیاز دارند را توضیح می دهد. اگر شما میلیونها دلار برای برندسازی سنتی خود خرج کرده باشید، و بازار هدف آگاهی کافی از برند شما داشته باشد، در این صورت ممکن است مخاطبان شما با اسم برندتان به جستجوی شما بپردازند. اما برای بیشتر برندها این مورد صدق نمی کند.
آیا برندسازی دیجیتالی همیشه به همین شکل است؟ احتمالاً خیر. در بعضی مواقع، خلق، بهینه سازی و توزیع محتوای مرتبط که با پیام برند سازگار باشد نیاز به تدوین استراتژی های برندینگ و بازاریابی اینترنتی دارد. امروزه، ایجاد ارتباط و تعامل با بازار هدف در فضای مجازی وجه تمایز در برند سازی محسوب میشود.