در دنیای دیجیتالی امروز، توسعه کسب وکارها تنها با استفاده از استراتژی های پیشرو و شخصی سازی شده که داستان برند را بازگو کنند و تجربه آنلاین بازار هدف از برند را بهبود ببخشند، امکان پذیر است.
هویت برند شما از هرتلاش انحصاری دیگری که توسط شرکت تان صورت می گیرد بزرگتر و مهم تر است. هویت برند اساس و پایه ی کسب وکار شماست، و نیازمند آن است که در طول ساخت برند برای حضور آنلاین با ثبات باشد. جوهره و اساس هویت برند حتماً باید استراتژی قوی را برای کسب وکار شما تعریف و فرمول بندی کند. این استراتژی ها باید در ساختار سازمان شما نمود پیدا کند، دقیقاً به همان صورت که برای رقبایتان صورت می گیرد. ابتدا باید تحلیل کنید که در کجای بازار قرار دارید، و برنامه ای ایجاد کنید که شما را به جایگاهی که می خواهید در آن باشید، برساند. برای انجام این کار لازم است تحلیل کاملی از نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای موجود در صنعتی که در آن فعالیت می کنید، انجام دهید ( SWOT Analysis ). تحلیل رهبران و پیشروان صنعتی که در آن فعالیت دارید می تواند منجر به ایجاد جرقه در ذهن شما برای تاکتیک های نوآورانه برندسازی شود، و به شما اجازه دهد که برای برند خود رویکرد منحصر به فردی ایجاد کنید. انجام این تحلیل ها، به شکل گیری هویت برند شما و توسعه استراتژی هایی برای آینده به شما کمک میکند.
بازبینی مجدد یک هویت برند قدیمی و حضور ضعیف آنلاین می تواند تأثیر قابل توجهی در مسیر دیجیتالی در حال رشد شما داشته باشد. زمانی را برای مرور گذشته شرکت تان بگذارید، تا قدم ها و گام هایی که برای رشد کسب وکارتان و رسیدن آن به جایی که در حال حاضر در آن قرار دارد، را شناسایی کنید. استراتژی انتخابی به تجدید قوای هویت برند شما به شیوهای که برای مخاطبان قابل شناسایی باشد، کمک خواهد کرد. این استراتژی جدید صدای تازه و برجسته برای برندتان ایجاد می کند که نتیجه ی آن کسب آگاهی برند بیشتر در طول مسیر است. برنامه جدید برای برند شما می تواند دقیقاً آن چیزی باشد که برای جلب توجه مخاطبان فعلی خود به آن نیاز دارید و کم کم مشتریان بالقوه را نیز شامل شود.
داشتن هویت برندی که به وضوح تعریف شده باشد و متناسب با مدل کسب وکار شما باشد چیزی است که باعث ایستادگی شما در مقابل مخاطبانتان میشود. هویت شما مشخص می کند می خواهید چه طور به نظر بیایید، و مدل شما مبتنی بر برنامه هایی است که شرکت شما برای تحقق این اهداف در پیش می گیرد. آنها به صورت مداوم کار میکنند تا ادراک عمومی از شرکت شما را توسعه دهند و در همین زمان خواسته ها و نیازهای مشتریان تان را در ذهن نگه می دارند. داشتن مدل کسب وکاری که تکمیل کننده هویت برندتان باشد، شرکت تان را در تشخیص مشتریان جدید یاری می دهد و شما را در ذهن مشتریان وفادار به یاد ماندنی می کند.
یک استراتژی برند معقول مستلزم آن است که جایگاه برند شما، شعار، لوگو، و تصویر برندتان با هم سازگار باشند و نمایانگر هدف و کسب وکار ایده آل تان باشد. با استفاده از لایه بندی هویت خود از طریق وب سایت، حضور در شبکه های اجتماعی و تلاش های بازاریابی اینترنتی، می توانید بخشی از زندگی مشتریانتان شوید، به سادگی محصول فیزیکی و خدماتی که خریداری می کنند.
فقط ایجاد یک هویت برند، برای متمایز کردن خود از رقبا کافی نیست. استراتژی باید در موقعیتی باشد که برای چگونگی توسعه هویت برند شما برنامه داشته باشد تا اطمینان کسب کنید که مخاطبان برند شما را به همان شکلی که مد نظرتان است، درک خواهند کرد. این برنامه شامل پیام رسانی سازگار و حضور آنلاین رو به رشد است در حالی که اصلاحات از طریق شرکت شما تکامل میابد. شما می خواهید مشتریان را ترغیب و متقاعد سازید که به سمت محصول شما بیایند یا اگر خدمتی ارائه می کنید از آن استفاده کنند و این روند را از طریق هدایت آنها به سمت برند دنبال می کنید. به مشتریان تان بیشتر نشان دهید که چرا باید از محصول یا خدمت شما استفاده کنند، به جای اینکه خیلی ساده به آنها بگویید که محصولات و یا خدمات شما را خریداری کنند.
تصویری که برند شما مجسم می کند باید در تمام کانال هایی که حاوی فعالیت های بازاریابی دیجیتالی شما است، یکپارچه باشد. با یکپارچه نگه داشتن برندتان، پیام شما می تواند ارتباط عاطفی قوی با مشتریان برقرار کند که آنها را به سمت برند و شرکت برمی گرداند.
وقتی شما در حال خلق یک برند جدید ( یا بازسازی برند قدیمی خود ) هستید، واضح است که موارد بسیاری وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. این موارد شامل معماری برند، هنجارها، ارزش ها، جایگاه برند، راهبردهای بصری و مواردی از این دست می شود. می توان گفت از بین تمام این موارد شرح موقعیت و جایگاه برند و شعار برند از اهمیت بالایی برخورداراند، چرا که بیشتر از سایرموارد برندینگ مورد استفاده قرار می گیرند. همچنین به این دلیل که این دو مورد، به شکل متمرکز، تمامیت برند شما را از طریق چند کلمه انتقال می دهند، اهمیت بیشتری دارند.
بنابراین، چگونه به تدوین درست بیانیه جایگاه برند و شعار برند مرتبط با آن بپردازیم؟ با روش های زیر :
شرح موقعیت و جایگاه برند شما درونی و داخلی است. هدف آن هدایت بازریابی، تولید و تصمیمات عملیاتی شرکت شما است. شما باید قادر باشید از بیانیه موقعیت برند به عنوان یک تست محک برای اطمینان از اینکه تمام تصمیم گیری ها بر اساس هدف برند باشد، استفاده کنید. در واقع جایگاه یابی به آن معنا است که مشخص کنیم می خواهیم مخاطبان ما را با چه عنوانی بشناسند و به دنبال کسب چه جایگاهی در ذهن آنان هستیم. به شکلی واضح تر اگر برند ما یک شخصیت باشد می خواهیم مخاطبان آن را با چه ویژگی هایی به یاد آورند.
شعار در مقایسه با شرح موقعیت در مقابل مصرف کننده قرار می گیرد. شعار، عصاره ی شرح موقعیت و جایگاه برند است که آن را به عبارتی جذاب، و به یادماندنی که حامل مزیت و شخصیت برند است، تبدیل می کند. در واقع شعار، جایگاه برند را در ذهن مصرف کننده و مخاطبان می نشاند. هرچه شعار گیرا تر باشد جایگاه برند در ذهن مصرف کننده مستحکم تر خواهد شد.
شرح موقعیت برند و شعار برند به یک باره از آسمان به زمین نمی افتند. برای کسب اطمینان از آنکه شرح موقعیت تمام آنچه را که باید بگوید، بیان می کند ( بدون تلاش برای اضافه گویی ) از الگوی جایگاه سازی کلاسیک زیر استفاده کنید؛
چالشی برای ذهن : نام کسب وکار، یک نوع محصول یا خدمت برای برخی از مردم است. برای جایگاه سازی در واقع باید این سه المان یعنی نام کسب وکار، محصول و خدمت، و مخاطبان هدف را مشخص نمایید. برای این کار می توانید از مسیر زیر هم پیش بروید :
با پرسیدن سوالاتی از این دست می توانید جایگاه برند خود را مشخص کرده و آن را به صورت یک بیانیه مختصر و شفاف بیان کنید. هر یک از سوالات بالا جهت گیری شما را در مورد ابعاد مختلف کسب وکار مشخص می کند و این مورد بعدها برای تدوین استراتژی بازاریابی، فروش، تبلیغات و برندسازی مسیر درست را برای شما مشخص می کند. همچنین وقتی جایگاه برند مشخص شود راحت تر می توان شعار مناسب برای آن را ایجاد کرد چرا که مخاطبان خود و همچنین خدمتی که می خواهیم به آنها بکنیم، کاملاً مشخص است در نتیجه با استفاده از کمی خلاقیت می توان شعاری مناسب و جذاب ساخت که به جایگاه سازی برند در ذهن مشتریان نیز کمک کرده و فرآیند آن را تسریع بخشد.
بیانیه جایگاه برند یا همان شرح موقعیت برند به شما تصویری شفاف از آنچه شرکت می خواهد انجام دهد و اینکه آن را برای چه کسانی می خواهد انجام دهد، می دهد. در نتیجه از این طریق راحت تر می توان شعار برند را ساخت.

پس از تدوین بیانیه ی جایگاه برند از خود بپرسید، “آیا این ما هستیم؟” این راهی است برای کسب اطمینان از موفقیت و اینکه آنچه بدان رسیده اید همان جایگاه مورد نظرتان بوده یا خیر. این امر حتی برای شعار مناسب تر است. شعار خود را برای افراد غریب های که چیزی از شرکت شما نمی دانند بازگو کنید، و از آنها برای گرفتن بازخورد چند سوال بپرسید. عملکرد مصرف کنندگان واکنش آنی آنها نسبت به برند است.
نهایتاً پس از گرفتن بازخورد مصرف کنندگان سعی کنید با توجه به بازخوردها و تجربیات خود و با استفاده از هر دو جنبه ی عقل و احساس بهترین تصمیم را در مورد شرح موقعیت برند و شعار برند بگیرید به گونه ای که تمام خصوصیات مد نظر برندتان را در آن بگنجانید.
شعار برند شما چیست؟ آیا شعاری برای خود دارید که منحصر به فرد باشد؟ آیا شعار فعلی تان ویژگی های مدنظر شما را به مخاطب القا می کند؟ به یاد داشته باشید که، یک شعار مناسب، اثربخشی یک کمپین را تضمین می کند چرا که نهایتاً کمپین به پایان خواهد رسید و این وظیفه شعاربرند است که پس از آن نیز با مخاطب ارتباط برقرار کند. بنابراین مطمئن شوید که پیام درستی را برای مصرف کنندگان تان در قالب شعار برند خواهید فرستاد. و اگر در انتخاب این پیام به مشاوره و کمک نیاز دارید با ما تماس بگیرید.
اولین گام برای ایجاد یک کمپین بازاریابی اینترنتی موفق و تاثیر گذار، توسعه یک استراتژی بازاریابی محتوا است یا حتی فهم این که به یک استراتژی نیاز دارید. زمانی که یک استراتژی بازاریابی محتوا را توسعه می دهید نمی توانید ظرف مدت یک روز سودی به دست آورید. یک استراتژی بازاریابی محتوا به خودی خود سبب افزایش نرخ تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعل نمی شود و به تنهایی سبب انتقال پیام برندتان به مخاطبان نمی شود. می بایست محتوایتان دنباله دار باشد و آن را پیوسته ارائه دهید.
شما استراتژی بازاریابی محتوا را تدوین می کنید و در نهایت تایید می شود. چه کسانی این استراتژی بازاریابی محتوای تایید شده را زنده نگه می دارند؟ اغلب کمپین های بازاریابی در یک دپارتمان در سازمان توسعه می یابند ولی افرادی که باید آن را اجرا کنند در بخش های مختلف سازمان پراکنده شده اند. مطمئن شوید که بازیگران کلیدی کمپین بازاریابی محتوای تان از ابتدا در بحث ها حضور دارند و چشم اندازی که شما می خواهید در نهایت تیم بازاریابی محتوا به آن جا برسد و آن را اجرا کند را ببینند. شما بیشتر به حمایت نویسنده ها، ویرایشگرها، و منتقدین ادبی نیاز دارید. اما آیا شما به حمایت کارشناسان تکنیکی از تمام سازمان نیز نیاز دارید؟ آیا شما به حمایت طراحان گرافیکی برای ایجاد تصاویر شگفت انگیز هماهنگ با محتوایتان نیز نیاز دارید؟
اگر پروژه را در اسرع وقت برای تیم بازاریابی محتوا توضیح دهید سریع تر به آن چه که می خواهید می رسید و در ساعات پایانی پروژه نیز دیگر نگران اتمام پروژه نیستید.
تمام افرادی که در سازمان محتوا را برای عموم تولید می کنند می بایست از نقشه راه برند پیروی کنند تا سازمان مانند همیشه به مردم معرفی شود. اگر هدف سازمان مشخص باشد، هدف هر کمپین بازاریابی محتوا نیز درهنگام نوشتن محتوا مطابق با هدف سازمان خواهد شد و نویسندگان این کمپین ها به این توجه می کنند که برای چه کسانی می نویسند، درباره چه چیزی می نویسند، محتوای شان توسط چه وسیله ای دیده می شود و دیدگاه شان چیست، و تمامی این موارد را هم راستا با اهداف سازمان قرار می دهند. این موارد را در همان ابتدای شروع بازاریابی محتوایی تنظیم کنید و آن ها را به تیم بازاریابی محتوا آموزش دهید تا انسجام و ثبات در میان همه ی نویسندگان به وجود آید.
یک تقویم برای تیم بازاریابی محتوا درست کنید تا آن را دنبال کنند. از استراتژی بازاریابی محتوا، اهدافی که می خواهید برسید را استخراج کنید تا متوجه شوید که چه محتوایی را در چه زمانی تولید کنید. علاوه بر این مشخص کنید که چه کسی می خواهد محتوا را ایجاد کند و چه انتظاراتی از وی نهایتاً دارید.
اینکه تعیین کنید نظر چه کسی مهم است مسئله مهمی است. هر شخصی نظری دارد ولی در پایان روز چه کسی نظرش مورد قبول است و نظر چه کسی رد می شود؟ آیا نظر یک فرد مهم است یا یا افراد بیشتر؟ نظر چه شخصی اول بررسی می شود؟ چه میزان بررسی، بررسی بیش از حد تلقی می شود؟ انتشار بسیاری از محتواها به خاطر بررسی نظرات به تاخیر می افتد.
توزیع محتوا به نظر واضح است ولی آیا شما درباره اینکه محتوایتان کجا منتشر می شود و چه کسی آن را ببنید، برنامه ریزی کرده اید؟ اگر می خواهید محتوایتان به محض انتشار دیده شود، بیش از حد برای یافتن مکان انتشار مطلب و مخاطبان آن وقت نگذارید. زمان کافی را به این کار اختصاص دهید.
برنامه مناسب برای استراتژی بازاریابی محتوایتان تدوین کنید و این برنامه را در اختیار افراد تیم تولید محتوا قرار دهید تا مطابق با آن پیش بروند در این صورت است که می توانید در استراتژی بازاریابی محتوا برای برندتان موفق شوید.
شبکه های اجتماعی فراتر از ابزار بازاریابی عمل می کنند. کسب وکارها به هنگام استفاده از بازاریابی اینترنتی به دنبال فهمیدن قدرت تیم های یکپارچه ی شبکه های اجتماعی و نگرش هایشان و تاثیرشان بر دیگر قسمت های کسب وکارها هستند. چرا؟ زیرا به عنوان بازاریاب های شبکه های اجتماعی، ما اولین نقطه ارتباطی با مشتریان به صورت مستقیم و غیر مستقیم هستیم. ما در صف آغازین مکالمات عمومی با مخاطبین هستیم در نتیجه می توانیم از آن ها اطلاعاتی کسب کنیم که برای ایجاد تجربه بهتر برای مشتری سودمند هستند.
اگر کسب وکارتان بر پایه ی محصول فیزیکی است، به هر نظر مثبت یا منفی توجه کنید و از آنها برای افزایش رضایت از محصول بعدی کمک بگیرید. در این صورت بهتر می توانید محصول را توسعه دهید.
درباره هر چیزی بازخور ( feedback ) دریافت کنید. درشبکه های اجتماعی از مشتریان تان بپرسید که چه چیزهایی را دوست نداشته اند؟ چه چیزی می خواهند؟ از طریق مشتریان است که می توانید درباره محصولتان تحقیقات انجام دهید و محصولتان را توسعه دهید. مخاطبان منبع طلایی از اطلاعات هستند. تنها کافی است از آنها بپرسید.
شبکه های اجتماعی بهترین راه برای افزایش طول عمر محتواست. شبکه های اجتماعی می توانند به شما ایده هایی برای تازه کردن محتوا بدهند. از شبکه های اجتماعی مانند Twitter برای لینک کردن به محتواهای قدیمی تر که هنوز اطلاعات مرتبطی دارند استفاده کنید. حتی می توانید شکاف میان محتواها را با محتواهای قدیمی تر پر کنید. در بازاریابی اینترنتی به گفتگوهای مخاطبان در شبکه های اجتماعی توجه کنید. شاید تنها نیاز باشد که اطلاعات آماری محتواهای قدیمی را به روز کنید و نمودارهای جدیدی به آن اضافه کنید تا مخاطبان آنها را به اشتراک بگذارند.
اگر ویدئوی خوبی درست کرده اید و یا اینفوگرافیکی ایجاد کرده اید که با صدا است به صورت آفلاین آن را به نمایش درآورید. پیام های بازرگانی را در شبکه های اجتماعی مانند YouTube ،Aparat و یا Facebookk و دیگر ابزارهای آنلاین مانند روزنامه های الکترونیکی به نمایش در آورید. از اینفوگرافیک های پرطرفدار برای کنفرانس ها استفاده کنید. تمام محتواهای دیجیتالی نمی توانند مورد استفاده قرار گیرند. بهتر است ابتدا به داشته های محتوایی خود توجه کنید.
اگر شما نیز استفاده های بهتری از رسانه های اجتماعی می دانید که فراتر از یک ابزار بازاریابی هستند با ما در بخش نظرات درمیان بگذارید.
نوشتن مطلبی که نتواند با کاربر ارتباط برقرار کند، مانند صحبت کردن با مخاطبی است که هدفون در گوش دارد. اهمیتی ندارد که شما چه می گویید، چون هیچ کس توجهی به شما ندارد ( و تعداد کمی هم که توجه دارند، اهمیت نمی دهند ).
برای نوشتن محتوای کاملاً موفق، نه تنها لازم است که توجه مخاطب را جلب کنید، بلکه باید او را تشویق کنید تا با آن ارتباط برقرار کند. زمانی که شما ۱۰۰k خواننده را در ماه جذب کرده اید و آنها تنها تازه ترین پست های شما را می خوانند و هیچ کاری نمی کنند، اشکالی ندارد؛ شما در پی خوانندگان علاقمندی هستید که محتوای شما را خوانده و سپس با آن ارتباط برقرار می کنند. این ارتباط می تواند به اشتراک گذاشتن یک پست و یا کلیک کردن روی آن باشد. بنابراین چگونگی نوشتن محتوا به منظور ایجاد ارتباط با مخاطب در بازاریابی محتوایی باید از اولویت های شما در برنامه های بازاریابی اینترنتی باشد.
بنابراین، سوال این است که چگونه می توان با نوشتن محتوای جذاب، یک وبلاگ کهنه را با خوانندگان راکد ( و یا داشتن هیچ خواننده ای ) به وبلاگی تبدیل کنیم که کاربران برای خواندن مطالب و ایجاد ارتباط با آن دست از پا نشناسند؟
حقیقت این ست که راه حل، کلکی نیست که هیچ کس آن را نشنیده باشد؛ بلکه تنها اجرای ۵ تاکتیک ( با چند نکته ) است تا ارتباط بین خوانندگان و پست ها را به ارتباطی همیشگی تبدیل کند.
قبل از شروع باید بدانیم که ارتباط در شکل ها و اندازه های متفاوت مطرح است. علاوه بر اشتراک گذاری و خواندن پست های بیشتر، افزایش ارتباط را از طریق زمان ماندن در سایت، صفحات دیده شده، نظرات گذاشته شده، تعداد دنبال کننده ها ( Followers )، و بسیاری دیگر از شاخص های بازاریابی می توان اندازه گرفت. دریابید که کدامیک با اهداف بازاریابی اینترنتی شما سازگار است و سپس تلاش هایتان را معطوف به ارتقا دهید. برای مثال، اگر هدف شما این است که تنور بحث را در نظرات گرم کنید، مطالب را در نیمه راه به بن بست نرسانید. این کار نتیجه ای معکوس به همراه دارد. در عوض، طرح سوالات باز را در نظر داشته باشید و پاسخ به آنها را در قسمت نظرات تشویق کنید.
ما مرتباً به مطالعاتی برمی خوریم حاکی از اینکه هر روز ۳۰۰۰ الی ۵۰۰۰ پیام تبلیغاتی را در اشکال متنوع می بینیم. بخشی از این، به دلیل سرعت مصرف اطلاعات از جانب خودمان است. اما دلیل دیگر را می توان در هجوم بیش از پیش کمپانی ها، به ویژه از طریق کانال های دیجیتالی ( که یک دهه پیش خبری از آنها نبود )، دانست.
وبلاگ های شما، چه بدانید یا ندانید، نوعی بازاریابی بوده و در نظر بسیاری از افراد، شکلی از تبلیغات هستند. چه تعداد ایمیل، لینک های RSS، یا پست های تویتر را نادیده گرفته اید بدون اینکه حتی متوجه آنها شوید؟ شاید هر روز هزاران مورد!
بعنوان یک نویسنده، تبلیغ کننده و یا بازاریاب، اولین قدم برای عبور از مرحله نادیده گیری به خواندن و ایجاد ارتباط، یک عنوان کشنده است. شما باید متفاوت باشید و حس کنجکاوی کاربران را برانگیزید. عناوین باید به اندازه کافی کوتاه بوده تا در خاطر بمانند. امروزه می توانیم از “چگونگی” نوشتن عناوین فراتر برویم و روی آنچه این روزها مؤثر است، تمرکز کنیم:
فراموش نکنید که عناوین هنگام به اشتراک گذاری محتوا مانند لینک عمل می کنند. بنابراین، با دانستن این نکته که ما در دنیای تویتر زندگی می کنیم، آنها را کوتاه کنید و بقیه فضا را به ( h2 ) اختصاص دهید.
اکنون کاربران پست شما را باز کرده و مشغول خواندن محتوای شما هستند چگونه آنها را علاقمند نگه می دارید؟ اولین کاری که باید بکنید این است که آنها را در دام یک مقدمه عالی بیاندازید. هیچ چیز به اندازه یک متن کسل کننده و یا ضعیف نوشته شده، به دنبال یک مقدمه عالی برای کاربران ناخوشایند نیست. اگر ۵۰% کاربران جدید بلافاصله بعد از خواندن آن از وبلاگ شما خارج نشوند، خوش شانس بوده اید.
نوشتن یک مقدمه جذاب از بسیاری لحاظ شبیه به نوشتن عنوان است و کلید هر دو ایجاد کنجکاوی است. مقدمه باید متکی به خود بوده و از یک پاراگراف به پاراگراف دیگر در جریان باشد. کار را با بیان اینکه : چرا این پست ضروری است، و چگونه می تواند به خوانندگان کمک کند، شروع کنید و نیز اشاره کنید به اینکه کاربران چه نوع توصیه ای را باید انتظار داشته باشند. محتوای متن را زیاد فاش نسازید چرا کاربر باید به خواندن ادامه بدهد درحالی که تمام آنچه نیاز دارند در ۱۰۰ کلمه اول نفهته است؟
مقدمه ها بر این ایده استوارند که اولین تاثیرات، بهترین تاثیرها هستند؛ پس فرصت را از دست ندهید. هنگام نوشتن محتوا، آنقدر چکیده وار در مورد مطلبی صحبت نکنید که خواننده را گیج کنید. خیلی سریع، خیلی زیاد از اصل مطلب فاصله نگیرید. عنوان را به درستی درج کنید و توضیح دهید که چرا این پست برای خواننده مفید است و آنگاه خواهید دید که کاربران مشتاقانه منتظر خواندن محتوا خواهند بود.
در ابتدا قصد داشتم که در این بخش روی تصاویر و نمودارها تمرکز کنم، اما حقیقت این است که آنها تنها اضافات مفید در یک پست نیستند. اگر لینک ها را نیز به این گروه اضافه کنید، شما سه مورد خواهید داشت که نه تنها ارتباط کاربر با متن را بیشتر ، بلکه به سئو ( SEO ) شما نیز کمک خواهند کرد.
بیایید در ابتدا به موضوع لینک ها بپردازیم. در صورت امکان بهتر است همیشه هر پست شما به دیگر پست های سایت تان لینک شوید. این کار نه تنها به گوگل کمک می کند سایت شما را بهتر بشناسد، بلکه خوانندگان را تشویق می کند تا آن را بیشتر بشکافند. برای شروع، پیشنهاد می کنیم بخشی را به انتهای هر پست اضافه کنید و در آن به معرفی مقالات دیگر در سایت تان بپردازید.
لینک شدن به سایت های دیگر نیز ایده مناسبی است. اما فاصله بین کمک یا آسیب رساندن آن به برند شما، تنها یک خط باریک است. از یک طرف، به قانونی بودن پست شما از نظر گوگل کمک می کند؛ اما می تواند ذهن خوانندگان را نیز منحرف سازد. یک راه حل ساده این است که اینکار را تنها به منظور تایید محتوای خود ( برای مثال، مطالعات موردی ) انجام دهید و هرگز خوانندگان را به ترک سایت خود تشویق نکنید.
علاوه بر لینک ها، تصاویر و نمودارها روش بسیار خوبی برای به تله انداختن خوانندگان و انتقال ایده ها هستند. بر اساس مطالعات اخیر، ۹۰% تمامی اطلاعاتی که وارد حافظه ما می شوند، تصویری هستند و مغز تصاویر را ۶۰۰۰۰ بار سریعتر از متن پردازش می کند. این بدان معناست که نادیده گرفتن استفاده از تصاویر در متن، از دست دادن یک فرصت عالی برای به خاطر سپاری و به اشتراک گذاری سایت تان از سوی کاربران است.
انواع تصاویری که می توانید از آنها استفاده کنید، تقریباً بی شمارند، اما تعدادی از بهترین ها عبارتند از :
داستان گویی یک روش مطمئن برای برقراری ارتباط با بیشتر خوانندگان است و حقیقتاً می تواند اشتیاق آنها برای خواندن متن بیشتر کند. یک داستان خوب نه تنها پیام را به روشی خلاقانه منتقل میکند، بلکه نویسنده را از دید خواننده انسانی تر می کند. علاوه براین، یک داستان گوی خوب دارای توانایی منحصربفرد در ساده کردن موضوعات پیچیده است و این مسئله به شما کمک می کند تا با خوانندگانی که هیچ آشنایی ای با موضوع ندارند، ارتباط برقرار کنید.
در بیشتر صنایع، داستان گویی با پیام کلی که پست شما در صدد انتقال آنست، باید در هم تنیده شود. از طرفی هم، تحمیل آن می تواند تاثیری منفی روی ارتباط بین کاربر و محتوا داشته باشد. بنابراین، در زمان مناسب از آن استفاده کنید، اما آن را تحمیل نکنید.
یکی از بهترین نمونه های داستان گویی که تاکنون دیده ام، مقدمه ی یکی از پست های Glen Allsopp بود با عنوان: “صدها لینک را در پست بعدیتان دریافت کنید، تضمینی”. پست اینگونه آغاز شده بود :
“در اواخر سالهای ۱۸۰۰، کیسر ولیهلم، می خواست از تعدادی از همکاران خود در دولت آلمان خلاصی یابد. از آنجا که بسیاری از آنها کهنسال بودند، تصمیم گرفت تا سن بازنشستگی را ۶۵ سال اعلام کند و با موفقیت توانست آنها را مجبور به ترک پست های خود کند. از آن زمان تاکنون، ما هنوز هم از همان سن بازنشستگی در سراسر جهان استفاده می کنیم”.
بقیه پست او هیچ ارتباطی با کیسر ویلهلم نداشت. با این وجود، تاثیر آن شگفت آور بود. علاقمند به ادامه آن شدم و آن پست را به افراد متعددی پیشنهاد کردم.
استفاده از ویدئو در یک پست می تواند سودمند باشد. مطالعات اخیر بازاریابی اینترنتی نشان می دهد که ۱۰۰% کاربران بیشتر وقت خود را صرف صفحاتی می کنند که دارای ویدئو هستند؛ چراکه به راحتی قابل هضم بوده و غالباً بطور کامل مشاهده می شوند.
هنگام ترکیب با پست های متنی، ویدئوها به خوبی می توانند کاربران را در معرض محصولات و یا مفاهیمی قرار دهند که از طریق بصری می توانند بهتر درک شوند.
ساختن ویدئوها هزینه بر است، اما در نظر داشته باشید که آنها ۳ برابر پست های ساده متنی می توانند لینکهای ورودی را جذب کنند. اگر به تهیه ویدئو فکر می کنید، مطالب زیر را در نظر داشته باید :
محتوای خوب، یک هدیه همیشگی است. اگر زمانی را صرف تحقیق، نوشتن محتوا و انتقال آن کنید، یقیناً ارتباط آن با کاربر مدت ها بعد از انتشار آن باقی می ماند. اهداف خود را در زمان برنامه ریزی و اجرا در نظر داشته باشید و بدانید که تعریف افراد از ایجاد ارتباط متفاوت است .